آري ديگر نشان من در تفكر تو مرده است

ديگر مرا در غسالخانه عشقت شستشويم داده و در گورخود خواهي یافت


به خاكم سپرده ايي و اكنون سرشكسته از فردايي كه ساخته بودم

و ناكام از روياهاي درازم

غرورم را به زير پايت مي افكنم تا باز هم تو را داشته باشم .


اما ديگر مي دانم:

 

ديگر من نيستم


ديگر تو نيستي


هيچ يك ازما انسانها نمي دانيم فرشته اي هم روي زمين است

 

چه پسرچه دختر، بال اش را از دست داده است،چون باورش نداريم

 

اگر باوركنيم با او پرواز ميكنيم .

 

من منتظر فرشته ام هستم،چون باور دارم مي آيد...


منتظرش مي مانم تا ابد تا آخرت جاودان.....


 

نوشته شده توسط زابلیکه در شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 9:53 موضوع باغچه دل... | لينک ثابت