گاهي لازم است هيچ کس حرفت را نفهمد ... گاهي لازم است کسي صدايت را
نشنود ... گاهي نياز داري احساس تنهايي بکني ... اينجور وقت ها پناهت مي شود
سجاده اي که عطر ياس مي دهد ... اينجور وقت ها مسير نگاهت مي شود آسمان و
زمزمه ي قلبت مي شود خدا ... اينجور وقت ها ، ديوانه تر از هميشه هواي جنون
مي کني ...
نوشته شده توسط زابلیکه در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 9:13 موضوع دل تنگ عشق... | لينک ثابت
درباره وبلاگ
خوش آمدی ای هکر
به سوی من
به سوی این وبلاگ خراب شده
به سوی کلبه سیاه زابلی
با عالمی پر از هک!
حال که آمدی بمان
بمان کنار من در زیر لحاف
تا شب سیاه من سحر شود و آنجای من پاره
تا ببینم آن سپیده و طلوع
که از زیر شلوار تو
می شود شروع
کمی بمان !
قطره نمی بزار
برای یادگار
برای فردای ما و بقای نسل زابلی
برای آن روز که می کنم از تو یاد و تو می کنی مرا
یا برای دیدنت می کشم انتظار
آرشيو موضوعي
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY