تبليغاتX
? هک شده شهر عشق...

هک شده شهر عشق...

عشق...

بازم احساس تنهایی میکنم.تنهای تنها در سرزمینی نا اشنا میان حقایقی که از

 

ان گریزانم در این هنگام دنبال کسی میگردم تا حرف دلم رو برایش باز گو

 

کنم اما وقتی از همه کس وهمه چیز ناامید می شوم به خلوت ترین مکان پناه

 

می برم وبه دور از چشم دیگران اشک می ریزم اشک هایی که بیان کننده

 

درد های درونی ام هستند ودر میان اشک هایم تو را صدا می زنم ومیخاهم

 

که کنارم باشی ولی تو نیستی عزیزم وفقط یاد توست که به من ارامش میده

 

بیا پیشم امروز بیش از اندازه به تو محتاجم ....باورم کن...           

         

می نویسم اری من می نویسم از عشق برایت حرف می زنم تا تو باور کنی

 

چقدر دوستت دارم عشق را معنا می کنم تا بفهمی معنای عشق من تویی من

 

زندگی می کنم تا بدانی برای تو زنده ام ای تمام زندگی ای همه هستی من...

 

وقتی سکوت می کنم تو فکراینم که تا کی با من می مونی وقتی تو چشمات

 

خیره می شم می خوام که از چشمام حرفمو بخونی وقتی سرمو روی سینه تو

 

میزارم دوست دارم با صدای قلبت اروم بشم وقتی دلم میگیره دوست دارم با

 

اغوش گرمت تمومه دل تنگی ام یادم بره وقتی بهت می گم دوستت دارم

 

مطمئن باش از ته قلب میگم...

 

یادت در ذهنم وعشقت در قلبم عطر مهربانیت در تمام وجودم است عزیزم

 

محبت را در پاکی نگاهت صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم بدان

 

که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است...

                                                                ... بی تو می میرم...         

نمی دانم زندگی چیست...؟

 

اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام

 

اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان

 

زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست

 

زندگی به من اموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکایم به من نیاموخت

 

که چگونه زندگی کنم...

 

اون که یه وقتی تنها کسم بود تنها پناه بی کسم بود تنهام گذاشت و رفت از کنارم

 

از درد دوریش من بی قرارم خیال می کردم پیشم می مونه ترانه عشقوواسم می

 

خونه خیال کردم یه هم زبونه نمی دونستم نامهربونه  با اینکه رفته اما هنوزم از

 

داغ عشقش دارم می سوزم فکر و خیالش همش با هامه هر جا که میرم جلوی

 

چشامه دلم می خاد دووم بیارم رو درد دوریش مرحم بذارم اما نمیشه راهی

 

ندارم نمی تونم من طاقت بیارم...

به دنبال کسی هستم که با درد اشنا باشد دلش غمگین خودش ساده کمی از

 

جنس ما باشد به دنبال کسی هستم که گر گویم غم خود را با سوز وغم و

 

دردم به هر جا هم نوا باشد به دنبال کسی هستم که عشقش واقعی باشد نه

 

دنیا ونه زر خواهد نه طالب بر هوی باشد

 

اشکای سرد قصه قصه یه مرد قصه اشکای سرد:

 

کسی چشماش رو ندیده کی می دونه غرق درد چیه...واسه چشای نازت شب و

 

 روزش رو یکی کرد پا گذاشت تو جاده عشق تا ته گریه سفر کرد نیستی یه

 

لحظه ببینی عاشقت داره می میره نفسهای اخرین رو خیلی وقته که کشیده

 

اسمون بی ستاره هرشبش تیره و تاره ماه پر غرورمونم واسه تو بی قراره

 

دل من با تو بهاره وقتی تو نیستی عزیزم زندگی بی تو محاله.نگو دل خبر نداره

 

که دلت یه جا اسیره اون کیه کدوم بیچاره شاید یکی مثل من ساده دل که اونم سر

 

کاره بازی دادی همه مون رو این دیگه اخر کاره عاشقت دستت رو خونده

 

می دونه دیگه فایده نداره ولی باز می خواد بمونی کنار این قلب پاره پاره....

 

گاهی سخته گفتن اون چیزی که درون ماست...

گاهی سخته قبول اینکه عاشق شدی...

 

گاهی سخته قبول اینکه دلت دیگه ما خودت نیست...

 

گاهی سخته قبول اینکه اونی که می خواستی تو رو تنها گذاشته...

 

گاهی سخته قبول اینکه دیگه نباید اونو ببینی...

 

گاهی سخته قبول اینکه دیگه امیدی برای زنده بودنت نداری...

 

گاهی سخته قبول اینکه لحظه لحظه زندگیت پوچ بوده...

 

گاهی سخته قبول اینکه شکست خوردی...

 

گاهی سخته قبول اینکه دلت شکسته...

 

گاهی سخته لحظه هات رو با خیالش پر کنی نه با حضورش...

 

گاهی سخته خاطرات رو مرور کنی با اینکه میدونی همش تلخه...

 

گاهی سخته قبول اینکه احساساتت بهت دروغ گفته...

 

گاهی سخته قبول اینکه دلت رو کسی شکونده که فکرش رو نمی کردی...

 

گاهی سخته قبول کنی دیگه به اخر خط رسیدی...

 


 

نوشته شده توسط زابلیکه در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 1:19 موضوع | لينک ثابت


سکوت دل...

هرچند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم.

 

یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم دروغ بگم.

 

یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره.

 

یاد گرفتم تو زندگی اونی که فهمیدم چقدر دوسم داره هرروزدلشو

 

 به بهونه ای بشکنم.

 

یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم.

 

یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم.

 

یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم....

 

اینجا که دنیا اسمشه غربت نشینی رسمشه با ما که دل پاکیزه ایم گویی

 

همیشه خصمشه دنیا یه روز خودکشیه.یه روز پر از دلخوشیه اما برای

 

من فقط یه تابلوی نقاشیه. عشق های بی دست و پا یخ زده در دست های

 

ما ای روزگار ما زنده ایم نفس نکش به جای ما ای ادما بسه دیگه این

 

برزخه یا زندگی موندیم جدا از هم دیگه فقط به جرم سادگی مونه....

 

یه روز میرسه که از همه خسته میشی حتی از خودت از همه چیز خسته میشی

 

حتی نوشتن ودیگه بهت ارامش نمیده فقط عذابت میده تو می مونی ویه مشت

 

خاطره...یه روز می رسه که میخای از همه جدا بشی تنهای تنهافقط تو بمونی با

 

خودت یه روز می رسه که همه چیز بی رنگ میشه حتی رنگین کمون.

 

یه روز می رسه که دلت میخاد داد بزنی وبگی...

 

بردی از یادم دادی بربادم  با یادت شادم دل به تو دادم  در دام افتادم  ازغم ازادم...

                                                                                

ای گل براشک خونینم نخند سوزم از سوز نگاهت هنوز....

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا اتش قلبم خاموش گردد ودر طابوتی

 

بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد دستاهایم را

 

بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست داشتم کسی رو در

 

اغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند همیشه چشم انتظار بودم

 

صورتم را رو به غروب افتاب بگذارید تا بدانند عشق من غروب کرده

 

وزندگی ام تمام شده مرا در افتاب بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شده....

 

هیچ کس برای من اشکی نریخت هرکه بامن بود ازمن می گریخت چند

 

روزی هست حالم دیدنیست حال من از این وان پرسیدنی نیست گاه بر

 

اسمان زل میزنم گاه ازحافظ برخود فال میگیرم.حافظ فالم را گرفت یک

 

غزل امد که حسابی حالم را گرفت:ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط

 

بود انچه می پنداشتیم.

 

شب شد وغم با دل من گفتگو کرد مرا با چشمهایت روبرو کرد دلم می گفت

 

هرگز عاشقت نیست ولی دست دلم را گریه رو کرد

 

حالا من تک و تنها در کشتی عشق می نشینم یا به عشقت میرسم یا غرق

دریا میشوم

 

تو باعث شدی یه چیز رو بفهمم.بفهمم عشق یعنی چی...بفهمم دل کجاست...

 

بفهمم وقتی کسی عاشق میشه چه حالی داره...بفهمم درد عشق چیه حالا میدونم

 

میدونم عشق یعنی تشنگی .عشق یعنی نیاز.عشق یعنی التماس.عشق یعنی

 

خواستن وبدست نیاوردن عشق یعنی دویدن و نرسیدن ...

 

اره عشق یعنی انتظار کشیدن وهرگز نرسیدن....

 

گاه ارزو میکنم چند لحظه ای جای من باشی!دلت دل من باشه چشمانت

 

چشمای من باشه روحت رو ح من باشه تمام وجودت از من باشه انگاه

 

خواهی دید چقدر برای رسیدن به تو بی قراری میکنم!خواهی دید شبها و

 

روز ها از دوری تو اشک میریزم واحساس خواهی کرد که چقدر دوستت

 

دارم.گاه ارزو میکنم دوباره تورو در کنار خودم ببینم در چشمانت نگاه کنم

 

و بگویم این رسم عاشقیست....؟

 

انگاه که دلم به از غم و غصه به درد میاد و به یاد خاطرات شیرین با هم بودن

 

اشک میریزم ارزو میکنم یه بی وفا مثل خودت تو زندگیت بیاد و قلبت رو زیر

 

پا بگذاره تا بفهمی من چه دردی در سینه ام دارم.

 

حالا که تو بی احساس شدی دلت سنگ شده وبا عشق نمی سازی گناه من چیست؟

 

گناه من چه بود که منو رهایم کردی و به بهانه اینکه عشق وجود ندارد قید منو

 

زدی.گاه ارزو میکنم مرا باور کنی و دوایی را برای این قلب شکسته ام بیابی!

 

خیلی سخته از اونی که مدتها هم دردت هم زبونت هم دلت باشه جدا بشی....!

 

چگونه دلت اومد که با کوله باری از اومید وارزو هایی که با تو داشتم رهایم

 

کنی.اگه میدونستی با تو چه رویاهایی در دلم داشتم منو رها نمی کردی اگه

 

میدونستی واسه رسیدن به دستهایت چه کشیدم مرا نمی سوزاندی....

 

اگه می دونستی همه زندگی ام وجودم هستی ام تو بودی منو دربه در این دنیای

 

بی محبت نمی کردی...!گاه تنها ارزو میکنم چرخه روزگار بچرخد وتو همان

 

قلبی شوی که در سینه ام می تپد....

  

 

                             تا آخرين لحظه ، زندگي را دوست خواهم داشت

 

 

آسمان آبی وآرام زمین سبزوقشنگ زندگی جاری وزیبا  در کوچه

 

وپس کوچه های عاشقانه میگردم شاید شعری مصرعی حرفی و

 

ترانه ای بیابم  تابیابم جمله ای برای وصف احوال درونم عاشقانه

 

گویم یا عارفانه چه قصه ای گویم ازحکایت زمانه.

 

زندگی جاریست ولحظه ها زیباست

 

                                 شب زیباست وستاره ها را می شمارم

 

زندگی جاریست.خدا نزدیک است.عشق زیباست

 

تا اخرین لحظه زندگی را دوست خواهم داشت وتا اخرین نفس

 

استوار وعاشقانه خواهم زیست....

 


 

نوشته شده توسط زابلیکه در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 19:11 موضوع دل شکسته... | لينک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting